بیانات استاد صمدی آملی ، شب هشتم محرم
در شب عاشورا امام حسین علیه السلام آیاتی را برای یاران بیان فرمودند و که هر کس می خواهد بماند و هر کس می خواهد برود و ما یک انسان عالم می خواهیم که قبل از آن هم نیز نصیحت هایی فرمودند و مسائلی را مطرح کردند که به بحث قضا و قدر و جبر و اختیار هم نیز اشاره ای فرمودند و از نحوه جنگ آگاهی هایی به آنها دادند که بعضی از اطرافیان از این همه پند و نصیحت امام خسته شدند و به امام اعتراض کردند به جهت این همه پند و نصیحت، امام فرمودند هرکس بخواهد پیش ما بماند و شهید شود باید آگاهی داشته باشد و با علم کامل بیاید و حتی کسانی که بخواهند به جنگ با امام بیایند و یا فرزندان را اسیر کنند در واقع خود را از بین ببرند و نفس و جان خود را نابود کنند هیچ کسی نگوید ما آگاهی نداشتیم و متوجه نبودیم.
نبوت خیلی درون ها را آشکار نمی کند ولی امامت درون ها را آشکار می کند مثلا در زمان پیغمبر با اینکه درون افراد بد بود اما با وجود جناب پیامبر همه به خوبی کنار هم بودند اما بعد از وفات جناب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آنهایی که 23 سال در صف اول جماعت پیامبر بودند به مخالفت با امامت حضرت علی علیه السلام پرداختند و درون خبیث خود را نشان دادند که با اسم شریف ولایت درونها آشکار می شود و همدیگر را می شناسند بعید است فردی تا آخر عمر درونش پنهان باشد بالاخره روزی آشکار می شود کسی که باطن بدی دارد روزی به وقتش درون بدی خود را نشان خواهد داد مگر اینکه خداوند عمرش را کوتاه کند.( به فهم این حقیر این نکته به ذهن آمد که در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری هم چنین اتفاقی افتاد اینکه در زمان امام خمینی همه در کنار هم برادرانه برای حفظ نظام کنار هم بودند با اینکه درونشان فتنه بود اما با هم بودند بعد از وفات امام خمینی با رهبری مقام رهبری عزیز حضرت آیت الله خامنه ای درونها یواش یواش خود را نشان داد این برای ما مشهود است که ولایت جامعه اسلامی در زمان غیبت امام زمان عجل الله به دست نائب ایشان می باشد پس احکام و دستورات نائب آقا همان احکام و دستورات آقا می باشد و اطاعت آن بر هر کس واجب است جز کسی که از مقام ولایت دور باشد و در درونش ولایت را قبول نداشته باشد که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم چون بحث ولایت پیش نیامده بود یعنی در واقع همه حتی به ظاهر با بحث ولایت جامعه اسلامی موافق بودند و تنها انتخابات برگزار می شد اما در این دوره چون آن خبیث ها و یا فتنه گر ها می خواستند مقام ولایت را حذف کنند درونشان ظاهر شد و به مخالف با مقام ولایت برخواستند که به وقتش جان خدا آنها را رسوا کرد چرا که با ظهور ولایت همه درونهای بد آشکار می شود هر چند قیاسی با امام معصوم نمی باشد مقام امام معصوم کجا و مقام اینها کجا اما در مسیر همان ولایت امام معصوم قرار دارند)
اهل الله ذاتا با خدا هستند یعنی در درونشان فقط خداست اما به بهشت هم می روند یعنی در واقع بهشت به وجود آنها نیاز دارد ولی اهل بهشت می روند بهشت تا از نعمت های بهشت استفاده کنند. که امام حسین علیه السلام در شب عاشورا فرمود هر کس می خواهد پیش خدا بیاید با ما باشد . حضرت استاد ما یک دو بیتی به زبان مازندرانی دارند بسیار زیبا می باشد :
مِن نَه مَردِ این وَر هَستِمِه و نه مَردِ اون وَر یعنی من نه مرد این طرف هستم نه مرد آن طرف هستم
اهل دنیا شاکله وجودیشان به دنیا تعلق دارد و ول کن دنیا نیستند به ظاهر می میرند اما تعلقشان به دنیا حتی با مرگم از بین نمی رود و تا زمانی که باطنشان به آتشکده ای از دنیا تبدیل نشود تعلق به آن را ول کن نیستند و یه عده هم اهل آخرت و بهشت هستند یعنی شاکله وجودی آنها بهشت هست که در دنیا کم می خورند و کم می پوشند تا در آخرت و بهشت به آنها بیشتر دهند و یا از حلال دنیا یا زن کم بهره می برند تا در آخرت به آنها حورالعین دهند که حضرت آقا فرمودند من نه این طرفی هستم و نه آن طرفی
مِن گِرفتار دِل و شِه جان دَلبِر هَستِمِه یعنی من گرفتار دل و دلبر خودم هستم
و از این باب جناب سید الشهدا فرمودند ما اهل الله هستیم و خدایی هستیم که ذاتا با خدایند نه اینکه به بهشت نروند و به آن علاقه نداشته باشند و یا بهشت بد است بلکه خودشان را به بهشت نمی فروشند و می گویند آن کس که ما را آفرید ارزش ما را بالاتر از اینها یعنی دیدار خود قرار داده است و * دلبر برفت و دل شدگان را خبر نکرد * کسی که دلش رفت دلی ندارد که بگوید چیزی می خواهم دیگر دلی ندارند و دلشان رفت و به دلبر دادند نه بهشت و نه جهنم فقط خدا را می خواهند.
بهشتی جدایی خدا را تحمل می کند چون بهشت را دارد اما اهل الله نمی تواند جدایی خدا را تحمل کنند.نماز خواندن یک وظیفه شرعی است که باید انجام شود ما اصلا با اختیار خود اختیار کردیم تا خداوند اینها را برای ما قرار دهد و هیچ حق دخل و تصرف نداریم اگرچه هم ازدست ما بر آید یعنی تا به ما اجازه ندهند ما حق دخل و تصرف نداریم و فقط باید دستورات را انجام دهیم که به وقتش آن را هم انجام می دهیم. بزرگترین سیر و سلوک انجام واجبات و ترک محرمات می باشد و اگر هم خواب یا مکاشفه ای داشته باشند باید به خدمت صاحب عصمت تحویل دهند و هرچه او صلاح دانست انجام دهند.
خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر