سخنرانی عرشی

حضرت علامه حسن زاده آملی (روحی فداه)

درباره مقام رهبر عزیز 

حضرت آیت الله معظم جناب خامنه ای کبیر

 

متن سخنرانی

رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمنی، ‌موحدی،‌ سیّاسی، دلداری، رهبری، انسان ربانی، پاك،‌ منزه، كه دنیا شكارش نكرده من جایی [سراغ] ندارم که عرض کنم.

همان که عرض کردم:

نه شكوفه‌ای،نه برگی،نه ثمر،نه سایه دارم/همه حیرتم كه دهقان به چه كاركشت مارا

قدر این نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر این رهبرِ ولیّ وهمان عبارات كه سرور عزیزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبری، ولیی، الهی.

الآن این انسجام ما، تكلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این "مبادا" را توجه داشته باشید)

مبادا آقایان! اول انقلاب یادتان هست چند فرقه برخاستند كه می‌خواستند كشور را تجزیه كنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا این وحدت ما را! مبادا این جمعیت ما را! مبادا این كشور علوی را! مبادا این نعمت ولایت را! از دست شما بگیرند.

الآن این انسجام ما، تكلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این"مبادا"را توجه داشته باشید)

خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی، حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

و الهی آمین، الهی آمین، الهی آمین. بعدد كلماتت آمین.

 (لازم به ذکر می باشد سخنرانی حضرت علامه برای چندین سال قبل می باشد)

 
       
    فایل سخنرانی 
 
                                                       دانلود کنید

۱۳۸۸/۱۰/۱۱ سیزدهمین سالگرد

 

شهید سید مجتبی علمدار

 

 

قسمتی از وصیت نامه شهید سید مجتبی علمدار

 

اولین وصیت من به شما راجع به نماز است چیزی را که فردای قیامت به آن رسیدگی می کنند نماز است پس سعی کنید در حد توانتان نمازهایتان را سر وقت بخوانید و قبل از شروع نماز از خداوند منان توفیق حضور قلب و خضوع در نماز طلب کنید به همه شما وصیت می کنم همه شمائیکه این صفحه را می خوانید قرآن را بیشتر بخوانید بیشتر بشناسید بیشتر عشق بورزید بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان کنید سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد نه زینت دکورها و طاقچه های منزلتان بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید به دوستان و برادران عزیزم وصیت می کنم کاری نکنند که صدای قربت فرزند فاطمه ( سلام الله علیها ) ( مقام معظم رهبری ) را که همان ناله غریبانه فاطمه ( سلام الله علیها ) خواهد بود به گوش برسد همان طوری که زمان امام خمینی ( ره ) گوش به فرمان بودید و در صحنه های انقلاب حاضر و آماده ایثار از جان و مال و زندگی جهت هر چه بارورتر شدن درخت تنومند اسلام ناب که 1400 سال پیش بدست توانای خاتم پیغمبران محمد بن عبدالله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) کاشته شده و با خون فاطمه زهرا( سلام الله علیها ) بین درب و دیوار و عرق خون آلود پیشانی حیدر ، جگر پاره امام حسن ( علیه السلام ) در میان تشت ، بدن پاره پاره و رگ بریده حلقوم ابی عبدالله  ( علیه السلام ) و خونهای جاری شده از ابدان شهدای کربلا و کربلای ایران آبیاری شد باشند نگذارید که آن واقعه تکرار شود ! حتما می پرسید کدام واقعه ؟ همان واقعه ای که بی بی فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) نیمه دل شب دست به دعا بردارد که اللهم عجل وفاتی همان واقعه ای که علی  ( علیه السلام ) از تنهایی با چاه درد دل کند همان واقعه ای که امام حسن مجتبی  ( علیه السلام ) را سنگ بزنند و آنقدر مظلوم و غریبش کنند که بعد از مرگش جنازه اش را تیرباران کنند ، همان واقعه ای که امام حسین  ( علیه السلام ) فریاد بزند ( هل من ناصر ینصرنی ) فقط پیکرهای بی سر شهداء تکان بخورد همان واقعه ای که امام صادق  ( علیه السلام ) بفرمایند : به تعداد انگشتان یک دست یار و یاور واقعی ندارم همان واقعه ای که ... و نهایتا همان واقعه ای که امام خمینی ( ره ) بگویند : من جام زهر نوشیده ام و ناله غریبانه ( اللهم عجل وفاتی ) او فاطمه ( سلام الله علیها ) را به گریه آورد !!!

 

سخنرانی حضرت استاد صمدی آملی 

 سیزدهمین سالگرد شهید سید مجتبی علمدار

۱۳۸۸/۱۰/۱۰

فیض شهادت نصیب هر کس نمی شود . در هر مرتبه ای هستید مواظب خود باشیم نفس اژدهاست لحظه به لحظه در خطر است هیچ نمی شود از خوبی امروز اطمینان به خوب بودن فرد کرد که نفس سرکش است خدا نکند نفس سرکشی کند بی خود نیست راه خودسازی این همه سخت می باشد که همه انبیا و ائمه تا اولیا الله بعد از آنها گفته اند انسان سازی سخت می باشد.

غرور انسان را نگیرد آنی بیچاره می کند و خودش را گم نکند ما در خطریم برادر تا از این نشئه نرفتیم در خطر نفس هستیم بی خود نبود اهل البیت هر شب ، شب داشتند آنکه اهل شب نیست آدم نیست آنکه سحری نیست خبری ندارد. این شهدای عزیز ما هرچه داشتند از سحرها و اشک و گریه هایشان بود مزاحم کسی نبودند طوری نماز شب می خواند که هم سنگری او نمی فهمید حتی مزاحم زن و فرزند نمی شدند . نمی گویم هر شب سه ساعت شب داشته باشید 10 یا 15 یا 20 دقیقه قبل از نماز صبح کفایت می کند الهی آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد . سحر وقت گشت و گذار است و بین الطلوعین وقت شکار است از خاتم الانبیا تا شهدای ما دنبال این حقایق بودند عشق شهدای ما جنگ نبود عشق آنها کربلا بود تا فیض بگیرند این با خلوص و صدق و صفا می شود نماز و روزه و گریه به صدق باشد که به وقتش نماز خوان بودن نشان می دهد به وقتش دروغ هم می گوید توهمت می زند این که نمی شود.

شرکت شهدا در جنگ در حاشیه کار آنها بود آن نماز شب ها و خلوت ها به آنها اجازه گناه نمی داد که بدون گناه به جنگمی رفتند. شهدا برای دوری از گناه و انجام واجبات رفتند که به ما نشان دهند که چطور باید انسان سازی کنیم اینها سیر شهدای ماست مسیر ولایت است چیزی از ما نمی خواهند فقط آدم باشیم و با صورت انسانی به عالم مافوق سفر کنیم باید خود را بسازیم ابد در پیش داریم برادر زندگی به اتمام رسیده چند روز دیگر باقی مانده تا 100 سال دیگر همین افرادی که زندگی می کنند هیچ کدامشان وجود ندارند . در سیر الهی و قرآن و ولایت و حقیقت باشید خون شهدا را حفظ کنید گرچه می خواهیم بهتر از اینها باشید آقا جوان خودسازی کنید وقت ندارید.


انشاالله وجود شهدا برای ما با برکت باشد که به فرمایش حضرت علامه حسن زاده آملی که بر سر مزار این شهدا بروید و هر چه می خواهید بگیرید این برای زندگی ما اصل شود که هفته ای بر سر مزار شهدا برویم که جزء برنامه هفتگی زندگی ما بر سر مزار شهدا رفتن باشد بسیار برکت دارد حتی در خود سازی و کشیک نفس هم تاثیر دارد.

 

الهی ما را با همین درد بمیران و با همین درد

با دردمندان حقیقی ات محشور کن ...

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب شام غریبان محرم 88

 

جزا نفس عمل می باشید به جهت انجام عملی اگر نورانی شدید خودتان را حفظ بفرمایید این برکات را حفظ بفرمایید به دست آوردن نعمت آسان است که مثلا در محرم و عاشورا و عزاداری ها حال خوشی پیدا می کنید شب زنده داری کردن و نماز خواندن ها برای شما حال خوشی به وجود می آورد اینها رانگاه داشتن و حفظ کردن مشکل است اگر حفظ کردی خوب است. و خبیث تر کسی است که این حالات را به پای دنیای خود خرج کند و در دنیا آن ها را آلوده کند و از دست بدهد معارف دین به مانند آب باران پاک می باشد و به هر کس هم می دهند اما اگر این آب باران که پاک هست در جایی که کثیف و نجس باشد آلوده و نجس می شود اما اگر در جای که پاک هست قرار گیرد هم پاکی خود را دارد و مورد استفاده قرار می گیرد اگر درونها گند و خبیث باشد آن حال خوش یا معارف را گند می کند و اثری نخواهد داشت و فرد خبیث تر هم می شود نماز نمی خواند خبیث تر می شود ما خیر و سعادت شما را می خواهیم خودتان را بسازید چرا که باید تا ابد زندگی کنیم به فرمایش حضرت استاد ما اگر این حقایق دین را به مردم نگوییم از آن طرف به ما می گویند که چرا شماها را راهنمایی نمی کنیم و دست شما را نمی گیریم اگر هم حرف بزنیم برای ما مشکل می سازند و حرفهای ما را یک جور دیگر تعبیر می کنند اما همه چیز به وقتش مشخص می شود در سیر انسانی قرار بگیرید یعنی پاک باشید چطور می شود کسی کلاس درس می رود و از معارف حرف می شنود باز گناه هم می کند به فرمایش حضرت استاد ما در این عزاداری ها با صداقت گریه کنید و فردا که سر کار رفتید درست باشید با دوست با همسر درست برخورد کنید درست باشید واجبات را درست انجام دهید و حرام را ترک کنید و کسب حلال داشته باشید در همه امور عاقلانه عمل کنید انحرافات فراوان شد گناه گناه گناه کار آدم را می سازد کار اجتماع را می سازد فرد دروغ می گوید شایعه می کند گناه می کند می گوید وظیفه من اینطور اقتضا می کند مصلحت در این است کدام مصلحت کدام وظیفه با دروغ می شود چند سال قبل ما گفتیم در انتخابات دین داشته باشید زمان انتخابات اینطور مشکلات را به وجود می آورند اینها شما را ضربه می زند حال بعد از آن می آیند سراغ دین و حرف از دین می زنند. در کربلا حتی یک دروغ به مصلحت هم نبود . درسته التماس  دعا گفتن خوب است بله تاثیر هم دارد اما چه خوب است خودت دست به کار شوی و دعا کنی و اهل دعا شوی خودت کار خودت را برسی اول کار گناه می کنند بعد به فلان امام زاده دخیل می بندند تا مشکل برطرف شود به امام زاده توسل کردن خوب است دعا کردن خوب است و خدا هم لطف می کند برطرف می شود اینها را اهل البیت به ما گفتند چرا گناه می کنی کار خودت را خراب می کنی تا مشکل بوجود بیاید چرا دستورات را درست انجام نمی دهیم چرا دست گدایی به سوی این و آن دراز می کنیم بگذارید حقایق و معارف در جان شما بنشیند خودش برای شما کار می رسد.

لطف کنید هیچ کس را به اسم من نشناسید من خاک پای شما هستم من کوچک شما هستم چند سالی با رزمندگان بودیم که خاک پای آنها هستم هر کس ادعایی از من و از استاد ما دارد ببنید اعمالش چطور است اگر در مسیر پیغمبر و آل پیغمبر هست حرفش درست است اما اگر نیست از ما هم نیست در خدمت صاحب عصمت باشید و از پیروان علی و اولاد علی علیهم السلام باشید.

 

خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر  

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب دهم محرم

 

آنچه برای من و شما بهترین دستورالعمل می باشد انجام واجبات و ترک محرمات و کسب حلال می باشد بزرگترین افتخار اولیا الهی این بود که در تمام امور خدای متعال مطیع بودند و و اینکه خداوند بهشان بگوید فلان کار را انجام بده و از فلان کار دوری کن و بهترین افتخار انسان این می باشد حرف خدا و آفریننده خود را گوش دهد و هر چه به او گفته شد انجام دهد اگر امروز اجتماع این سه چیز راباید انجام دهد بله انجام آن سخت می باشد کار راحتی نیست و فکر کنید برنامه آسانی است و اگر کسی توفیق انجام واجبات و ترک محرمات و کسب حلال پیدا کند قرب فریضه می آورد به جایی می رسد که می شود یدالله می شود عین الله قلب او عرش عظیم الهی می شود و بعد از حفظ این شئون مراتب را بالاتر ببرید و به دست آورد خوب است یک لقمه حرام تا چهل روز عبادات را حبس می کند و بالا نمی برد آنهایی که جوان هستند چه دختر و پسر کسب حلال آنها تحصیل کردن می باشد و ازدواج ها را به وقتش انجام دهید تمام گرفتاریهای که پیش می آید به سبب تاخیر در ازدواج جوانان می باشد حرام دامن گیر می شود چشم بد می شود که جان را نابود می کند تا خود را پیدا کند که رحم و نطفه و شجره کثیف می شود اینها جز غصه های ماست نظام هستی پاک است غیبت و دروغ و افترا و شایعات چرا اینطور شده چه کار داریم می کنیم چقدر گناه جمع می شود کافی است یک نفر حرفی پیش ما بیاورد غیبت و دروغ و شایعه و آبرو بردن فراوان می شود آبروی مومن چقدر پیش خدا عزیز است . انسان است مومن است متدین است غیبت نکن هنر می کنی بدی برادر دینی خود را به خوبی تبدیل کن اینها چیزهایی نیست که به راحتی بتوانیم از آن در بریم بعد می گوید می خواهیم سیر عرفانی داشته باشم عرفان بیچاره هم دست هر بی سر و پای افتاده . ما باید دنبال این باشیم مکروه انجام ندهیم گناه دیگر چیست مستحبات انجام دهیم . آقا جوان کی می خواهی وقت پیدا کنی فرمودند لیاقت را به دست آوردی ما دست شما را می گیریم جان و فکر و خیال و مال را آلوده نکنید.از خدا بترسید از گناه بترسید محبتی که مادر به فرزند خود دارد را ملاحظه بفرمایید اگر محبت خدا 100 تا باشد 99 تا را در آخرت به ما می دهد فقط یکی را در دنیا در اختیار ما قرار می دهد گناهان و غیبت ها و شایعات جمع می شود و خدای نکرده سیل می شود و سد را می شکند و بلا نازل می شود.

 

  خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر  

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب نهم محرم

 

به عرض رساندیم میزان در دین واحکام که مطابق با متن تکوین هستی می باشد قرآن و معصومین علیهم السلام هستند برای اینکه خداوند عالم را بدون هیچ نقصی آفریده است زمانی که دشمنان به حضرت زینب سلام الله علیها می گفتند دیدی خدا با برادرت چه کار کرده حضرت آیاتی از قرآن برایشان تلاوت می فرمودند و جواب آنها را می دادند چرا که برای فهم حقایق قرآن صاحب عصمت می خواهد تا آنچه کمال می باشد را پیدا کند که قرآن بدون اهل البیت علیهم السلام و صاحب عصمت معنا پیدا نمی کند . امام حسین علیه السلام در بالای کوه صفا به اصحاب فرمودند ما اهل الله می خواهیم چرا که رهبر جامعه اسلامی می خواهد مدینه فاضله درست کند مدینه فاضله ای که نقطه مرکزی آن صاحب عصمت می باشد که همه باید دور این صاحب عصمت قرار بگیرند و دستورات را اجرا کنند . زمانی رسیده بود بعد از وفات جناب رسول الله صلی الله و علیه و آله حتی نام حضرت علی علیه السلام را نمی بردند و کار به جایی رسیده بود لعن حضرت علی علیه السلام را در قنوت های خود واجب کرده بودند حتی تا 300 سال کسی جرات نداشت نام حضرت علی علیه السلام و فرزندان ایشان را بر روی بچه های خود بگذارد حال حساب کنید دشمنی تا چه حد می باشد . در واقع زمانی که ما در اذان می گوییم اشهد ان محمد رسواالله یعنی اشهد ان علیا ولی الله هم می گوییم چرا که شهادت حضرت علی علیه السلام در شهادت محمد رسول الله نهفته است اگر هم در اذان شهادت حضرت علی علیه السلام را هم کسی نگوید چون شهادت به جناب پیغمبر را می گوید یعنی شهادت حضرت علی علیه السلام از هم گفته است اما ما از باب تبرک شهادت حضرت علی علیه السلام را در اذان های خود می گوییم اگر کسی جناب پیامبر را قبول دارد باید هر آنچه پیامبر فرموده را هم قبول داشته باشد وگرنه کفر کرده است که حضرت علی علیه السلام از متن جان جناب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می باشد و قبول نداشتن حضرت علی علیه السلام یعنی کفر به پیامبر می باشد.

اگر دلیل کسانی که شهادت حضرت علی علیه السلام را در اذان نمی گویند این باشد که چون از ابتدا در اذان نیامده ما نمی گوییم باشد این یک حرفی می باشد اما اگر حضرت علی علیه السلام را به عنوان ولی قبول نداشته باشند آن کفر می شود. آن چیزی که من با اختیار خودم انتخاب کنم بهتر می باشد یا آنچه خدا با اختیار خود انتخاب کند که خداوند هم خالق است هم رازق هست که جمیع اسمای حسنی بی کران است عقل به چه کسی حق می دهد که انتخاب کند خدایی که با آن هم اوصاف می باشد یا مایی که گناهکارو آلوده و ... هستیم یا به خدایی که عالم و کامل و ... می باشد به فرمایش حضرت استاد ما  الهی اون خواهم که هیچ نخواهم هر چه تو صلاح می دانی می خواهم چون خدا می داند اون چه که اون می خواهد تو می خواهی سپس آنچه لایق ذات خودش برای بنده می باشد انتخاب می کند اگر همه خود را تسلیم اهل البیت و صاحب عصمت کنیم و به جناب رسول الله صلی الله علیه و آله تحویل دهیم مدینه فاضله ای درست می شود ( که در اینجا حضرت استاد صمدی طبق حرفایی که بنده در مورد زمان انقلاب و امام خمینی در شب قبل عرض کردم اشاره ای به زمان جنگ و انقلاب فر مودند که با گوش به فرمان بودن امام خمینی مدینه فاضله ای در کشور بوجود آمده بود چرا که همه گوش به فرمان یک رهبر بودند). شیطان لحظه به لحظه در کمین است مواظب باشید حواس خود را جمع کنید که دارید چه کاری می کنید. کجاست آن حال و هوای دوران جنگ نفس چه می کند چه بازی هایی که در می آورد زمان جنگ وقتی شب عملیات می شد چگونه با هم خداحافظی می کردند بگذارید کشور مثل آن زمان ها پاک شود و روابط ها بردارانه و صمیمی باشد و خوبی های دیگران را ببینید و از بدی های آنها چشم پوشی کنید و خوبی های خود را کم ببینید و بدی های خود را ببینید تا بتوانید خود را اصلاح کنید در روایتی وجود دارد اگر بدی از برادر مسلمان خود دیدد به 70 وجه برای خود توجیح کنید که انشاالله منظورش بدی نبود اگر بعد از 70 وجه قانع نشدید که به شما بدی کرده است یا نکرده است به نفس خود بگویید چطور بی طهارتی که با 70 دلیل هم قانع نشدی که خودتون را بسازید. و همیشه زبان شما پشت عقل شما باشد یعنی اول فکر کنید بعد حرف بزنید نه اینکه اول حرف بزنید و بعد فکرکنید .

 

    خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر  

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب هشتم محرم

 

در شب عاشورا امام حسین علیه السلام آیاتی را برای یاران بیان فرمودند و که هر کس می خواهد بماند و هر کس می خواهد برود و ما یک انسان عالم می خواهیم که قبل از آن هم نیز نصیحت هایی فرمودند و مسائلی را مطرح کردند که به بحث قضا و قدر و جبر و اختیار هم نیز اشاره ای فرمودند و از نحوه جنگ آگاهی هایی به آنها دادند که بعضی از اطرافیان از این همه پند و نصیحت امام خسته شدند و به امام اعتراض کردند به جهت این همه پند و نصیحت، امام فرمودند هرکس بخواهد پیش ما بماند و شهید شود باید آگاهی داشته باشد و با علم کامل بیاید و حتی کسانی که بخواهند به جنگ با امام بیایند و یا فرزندان را اسیر کنند در واقع خود را از بین ببرند و نفس و جان خود را نابود کنند هیچ کسی نگوید ما آگاهی نداشتیم و متوجه نبودیم.

نبوت خیلی درون ها را آشکار نمی کند ولی امامت درون ها را آشکار می کند مثلا در زمان پیغمبر با اینکه درون افراد بد بود اما با وجود جناب پیامبر همه به خوبی کنار هم بودند اما بعد از وفات جناب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آنهایی که 23 سال در صف اول جماعت پیامبر بودند به مخالفت با امامت حضرت علی علیه السلام پرداختند و درون خبیث خود را نشان دادند که با اسم شریف ولایت درونها آشکار می شود و همدیگر را می شناسند بعید است فردی تا آخر عمر درونش پنهان باشد بالاخره روزی آشکار می شود کسی که باطن بدی دارد روزی به وقتش درون بدی خود را نشان خواهد داد مگر اینکه خداوند عمرش را کوتاه کند.( به فهم این حقیر این نکته به ذهن آمد که در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری هم چنین اتفاقی افتاد اینکه در زمان امام خمینی همه در کنار هم برادرانه برای حفظ نظام کنار هم بودند با اینکه درونشان فتنه بود اما با هم بودند بعد از وفات امام خمینی با رهبری مقام رهبری عزیز حضرت آیت الله خامنه ای درونها یواش یواش خود را نشان داد این برای ما مشهود است که ولایت جامعه اسلامی در زمان غیبت امام زمان عجل الله به دست نائب ایشان می باشد پس احکام و دستورات نائب آقا همان احکام و دستورات آقا می باشد و اطاعت آن بر هر کس واجب است جز کسی که از مقام ولایت دور باشد و در درونش ولایت را قبول نداشته باشد که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم چون بحث ولایت پیش نیامده بود یعنی در واقع همه حتی به ظاهر با بحث ولایت جامعه اسلامی موافق بودند و تنها انتخابات برگزار می شد اما در این دوره چون آن خبیث ها و یا فتنه گر ها می خواستند مقام ولایت را حذف کنند درونشان ظاهر شد و به مخالف با مقام ولایت برخواستند که به وقتش جان خدا آنها را رسوا کرد چرا که با ظهور ولایت همه درونهای بد آشکار می شود هر چند قیاسی با امام معصوم نمی باشد مقام امام معصوم کجا و مقام اینها کجا اما در مسیر همان ولایت امام معصوم قرار دارند)

اهل الله ذاتا با خدا هستند یعنی در درونشان فقط خداست اما به بهشت هم می روند یعنی در واقع بهشت به وجود آنها نیاز دارد ولی اهل بهشت می روند بهشت تا از نعمت های بهشت استفاده کنند. که امام حسین علیه السلام در شب عاشورا فرمود هر کس می خواهد پیش خدا بیاید با ما باشد . حضرت استاد ما یک دو بیتی به زبان مازندرانی دارند بسیار زیبا می باشد :

مِن نَه مَردِ این وَر هَستِمِه و نه مَردِ اون وَر یعنی من نه مرد این طرف هستم نه مرد آن طرف هستم

اهل دنیا شاکله وجودیشان به دنیا تعلق دارد و ول کن دنیا نیستند به ظاهر می میرند اما تعلقشان به دنیا حتی با مرگم از بین نمی رود و تا زمانی که باطنشان به آتشکده ای از دنیا تبدیل نشود تعلق به آن را ول کن نیستند و یه عده هم اهل آخرت و بهشت هستند یعنی شاکله وجودی آنها بهشت هست که در دنیا کم می خورند و کم می پوشند تا در آخرت و بهشت به آنها بیشتر دهند و یا از حلال دنیا یا زن کم بهره می برند تا در آخرت به آنها حورالعین دهند که حضرت آقا فرمودند من نه این طرفی هستم و نه آن طرفی

مِن گِرفتار دِل و شِه جان دَلبِر هَستِمِه یعنی من گرفتار دل و دلبر خودم هستم

و از این باب جناب سید الشهدا فرمودند ما اهل الله هستیم و خدایی هستیم که ذاتا با خدایند نه اینکه به بهشت نروند و به آن علاقه نداشته باشند و یا بهشت بد است بلکه خودشان را به بهشت نمی فروشند و می گویند آن کس که ما را آفرید ارزش ما را بالاتر از اینها یعنی دیدار خود قرار داده است و * دلبر برفت و دل شدگان را خبر نکرد *  کسی که دلش رفت دلی ندارد که بگوید چیزی می خواهم دیگر دلی ندارند و دلشان رفت و به دلبر دادند نه بهشت و نه جهنم فقط خدا را می خواهند.

بهشتی جدایی خدا را تحمل می کند چون بهشت را دارد اما اهل الله نمی تواند جدایی خدا را تحمل کنند.نماز خواندن یک وظیفه شرعی است که باید انجام شود ما اصلا با اختیار خود اختیار کردیم تا خداوند اینها را برای ما قرار دهد و هیچ حق دخل و تصرف نداریم اگرچه هم ازدست ما بر آید یعنی تا به ما اجازه ندهند ما حق دخل و تصرف نداریم و فقط باید دستورات را انجام دهیم که به وقتش آن را هم انجام می دهیم. بزرگترین سیر و سلوک انجام واجبات و ترک محرمات می باشد و اگر هم خواب یا مکاشفه ای داشته باشند باید به خدمت صاحب عصمت تحویل دهند و هرچه او صلاح دانست انجام دهند.

 

   خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر  

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب هفتم محرم

 

رضایت اهل البیت در این می باشد که خداوند رضایت داشته باشد و برای رضایت خداوند بلاها را تحمل می کنند و صبر می کنند که خداوند اجر صابرین را عطا می فرماید. اهل البیت از جناب خاتم رسول الله تا ائمه اطهار تار و پودشان در هم می باشد و به صورت یک مجموعه یکپارچه هستند که جدایی در آنها راه ندارد که نمی شود از جناب رسول الله آنها را جدا کرد و همچون پارچه ای  در هم بافته شده اند و از هم جدایی ندارند که جناب پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند که همه شما به من می پیوندید که زمانی که حضرت سیدالشهدا جناب پیغمبر را متمثل شدند فرمودند به زودی با شهادت به من می پیوندی و افطار پیش من هستی که مشخص می شود حضرت بقیه الله هم با شهادت به جناب رسولالله می پیوندد. احکام هر مرتبه باید در همان مرتبه پیاده شود که مثلا باید با همین بدن عنصری احکام را اجرا کرد که جناب پیامبر در زمانهای جنگ های خود به جوانان اجازه حضور در میدان را نمی دادند ولی در زمان حضرت سید الشهدا آقا اجازه ورود جوانان به جنگ را دادند که معلوم می شود در هر مرتبه احکام وفق همان مرتبه اجرا می شود که جناب رسول الله مشتاق دیدار حضرت سیدالشهدا بودند همانطور که ما مشتاق دیدار حضرت بقیه الله هستیم حضرت خودشان بیشتر مشتاق دیدار جناب رسول الله و اهل البیت هستند . چه حقیقتی هست از انسان که اینطور می شود وقتی در این نشئه طبیعت هست به جز این یک سر دو گوشها آسمان و زمین و آفتاب و ستاره و غیب و شهود همه می گویند باش اما آن طرف همه می گویند هم بیا که بعضی افراد تک تک مردان به چنین مقامی می رسند که مقام کمل می باشد که علاوه بر ائمه که می توانستند در یک شب در چند جا باشند آنها هم همانطور شوند که در دنیا کارشان مدد دادن به دیگران می باشد که مثلا فلان کس در گوشه ای مریض است شفایش می دهند یا فلان مشکل را دارد برطرف می کنند حال اینها کجا و ابوالفضل و امام حسین علیه السلام کجا که هیچ کس با امام معصوم قابل قیاس نیست . جوان عزیز تقوا را قوی کنید واجبات را انجام دهید و ترک محرمات کنید که آقا هم از شما همین را می خواهد.

 

   خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر  

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب ششم محرم

 

در ادامه بحث قبساتی از مشکات ولایت به عرض می رسانیم انسان کامل در جان او تمام صفات و ملکات درون افراد برایش مکشوف می باشد یعنی آنچه در فرد در همان حال وجود دارد را می داند ولو در قبل فرد آدم بدی بوده چون در همین لحظه در اون صفات خوب وجود دارد باطنش را انسان خوب می بیند در مورد صفات اگر عملی فرد انجام دهد یعنی آن صفت در نفسش قوی شود حال چه عمل خوب باشد و یا بد به صورت ملکه در شخص ظاهر می شود و در مراحل بعدی چون آن عمل راسخ نفس ناطقه شده به سهولت و بدون تفکرآن عمل را انجام می دهد شاید برای اولین باری که بخواهد آن عمل را انجام دهد با تفکر و به سختی باشد اما چون عمل برایش به عنوان یک صفت حال خوب یا  بد ملکه شده در مرحله دوم به سهولت و بدون تفکر آن را انجام میدهد که در او این عمل تبدیل به حال می شود و آن عمل را به صورت ملکه انجام می دهد.

هرکس به شکل اوصافی می باشد که در او وجود دارد یعنی ظاهر شخص و اعمال او براساس آن اوصافی هست که در درون او در این زمان حال می باشد است که کسی باطن بین باشد به راحتی آن را می بیند مثلا امام حسین علیه السلام کسانی را که به جنگ با امام آمده بودند را به شکل گرگ های درنده می دید. ممکن است فردی امروز خوب باشد و فردا بد بسته به این است که صفت درونی او چه باشد حضرت استاد ما در کتاب انسان در عرف عرفان می فرماید زمانی توجهی به نفسم و درونم کردم دیدم تاریکم بعد از آن مراقبت را قوی تر کردم دیدم نفسم روشن شده است و نور پیدا کردم که هرکسی که هر لحظه ای که در خطاست با همون خطا صورت برزخیه اش بروز می کند و مشهود اهل دل هست . نکته ای را خدمت شما عرض میکنم اینکه اگر بخواهید ذهن شما شستشو پیدا کند و قوی شود ریاضیات بخوانید که اکثر علمای ما ریاضیات را خوانده اند چون ریاضیات با اعداد و ارقام در کار است یعنی اگر ذره ای جابجایی یا خلاف صورت گیرد نتیجه را عوض و یا اشتباه می کند که اعداد از شمشیر تیز تر و از مو باریک تر می باشند که اگر دقت در آن نباشد نتیجه معکوس می شود که برای نتیجه میزانی وجود دارد که اگر براساس آن میزان عمل نشود نتیجه اشتباه می شود. علم عرفان هم یک مسئله ذوقی است که احتمال اشتباه در آن زیاد است اگر برای آن میزانی گرفته نشود که میزان را باید صاحب عصمت قرار داد و مثلا اگر خوابی مکاشفه ای صورت گرفت آن را به صاحب عصمت تحویل دهید تا شما رو از درست بودن یا خطای آن با خبر کند که اگر اشتباه بود باید برگردید و آن اشتباه را پیدا کنید.

 

         خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر  

 

بیانات استاد صمدی آملی ، شب پنجم محرم

 

 در ادامه بحث قدر انشاالله سرّ قدر پیاده شود که افراد عادی با دعا و صدقه می خواهند به آن برسند ولی انسان کامل براساس علم ذاتی که دارد و نقصی در آن نیست آنچه خداوند صلاح می داند را می پذیرد. اشکال ما این است که بعضی از مسائل دین را مخالف با اختیار خود می دانیم آن کس که قوی شده است می داند اختیار ذاتی خداوند است و ذاتی او نیست که سلب اختیار او شود و در امور هیچ اختیاری ندارد بلکه او با اختیار خود در همه چیز  خداوند را مختار می داند چرا که راهی که خداوند اختیار می کند بهترین راه است و هیچ خطایی در آن وجود ندارد چرا که او به همه چیز آگاه هست ما که هیچ چیز از خلقت این عالم نمی دانیم چطور می توانیم با اختیاری که ذات ما نیست بهترین راه را انتخاب کنیم بله شاید چیزهایی بدانیم اما نفهمیدنی های ما از این عالم بیشتر از فهمیدنی های ما میباشد . خداوند می فرماید ادعونی استجب لکم بخوانید تا شما را اجابت کنم بله همین طور می باشد اما خداوند به همه چیز ما آگاه هست حتی این خواستن ما را هم چون او می خواهد ما از او می خواهیم و یا خداوند را وکیل خود قرار دهیم وظیفه ما براساس ضعف وجودیمان خواستن می باشد حال اگر خدا صلاح دانست می دهد و اگر هم ندانست نمی دهد اما برکت خود را دارد یعنی خداوند کسی را بدون جواب نمی گذارد و همه چیز را به احسن ترین وجه قرار می دهد . بعضی ها می گویند لا اکراه فی الدین که در دین اجباری نیست بلکه این به جهت لطف خداوند می باشد که همه چیز را به خودمان واگذار کرده که خداوند می فرماید خواستی انجام ده نخواستی هم انجام نده اجباری نیست یعنی خداوند از لطف خود دارد ما را تکریم می کند . ما باید اینطور از خداوند بخواهیم که خدایا من با اختیار خود تو را اختیار کردم و هر چه تو صلاح می دانی و احسن می باشد و صلاح نظام عالم می باشد برای من قرار ده من اختیارم این است که شما را وکیل قرار دهم و صاحب اختیارم باشی . خداوند به هیچ عنوان نمی خواهد کسی بد باشد و بد زندگی کند پس مقصر خودمان هستیم که به این گناه ها و مشکلات دچار می شویم تا یک مشکلی برای کسی بوجود می آید می گویند خدا خواست این چه حرفی هست یعنی خدا می خواهد برای شما بدی بوجود آید مثلا بچه کسی بدنیا می آید با مشکلی بدنیا می آید و یا نقصی دارد و یا بچه دزد می شود بگویم چون خدا خواست اینطور شد خیر بلکه خود ما مقصر هستیم که در زمان انعقاد نطفه مواظب نبودیم فلان کاری که نباید می کردیم را انجام دادیم یا فلان اشتباه را کردیم بچه اینطور بدنیا آمد حتی جناب پیغمبر صلی الله علیه و آله زمانی که حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه علیها السلام ازدواج فرمودند حضرت علی علیه السلام را نزدیک به 50مورد درباره هیمن موضوع دستور دادند که مثلا به این نحو باشد و فلان شب نباشد اگر به این نحو باشد بچه ظالم می شود که باید چنین دستوراتی را مطرح میکردند و آنها با اجرای آن فرزندانی مثل امام حسن و امام حسین علیهم السلام به دنیا آورند. پس این نیست که خدا بد بخواهد باید ببینید کجای کار اشکال کردید که اینطور شده است. انبیا و ائمه اطهار همه چیز را با اختیار خود به خدا واگذار کردند تا آنچه او صلاح بداند انجام شود حال ما طبق وظیفه ای که خداوند به ما فرموده دعا هم می کنیم و آنچه که می خواهیم به زبان می آوریم و حتی برای رفع مشکلی و یا رفع بلا صدقه هم بدهیم اما باز بخواهیم که هر چه خداوند صلاح می داند انجام شود. 

 

        خلاصه ای از بیانات حضرت استاد صمدی می باشد البته به اندازه درک و فهم این حقیر