قصیده متاع عشق

ندانم معشوقم بیدار است یا نه                    بدرد من گرفتار است یا نه

بدان عهدی که باجانانه بسته                     بعهد خویش ستوار است یا نه

متاع عشق را در گاه و بیگاه                   زجان دل طلبکار است یا نه

ندانم چون غلام حلقه در گوش                   اسیر درگه یار است یا نه

دراین آشفتگیهای زمانه                          برون از جرگه یکبار است یا نه

ندانم حدّ اکل و حدّ شربش                        چو اکل و شرب بیمارست یا نه

زآدم صورت سیرت بهیمه                       فرشته وار بیزار است یا نه

ندانم ظاهر او باطن او                            بطبق حکم دادار است یا نه

سحرگاهش بخلوت می نشیند                    حضور نور انوار است یا نه

ندانم حال او اندر توجه                           فقط از بهر دیدار است یا نه

مقامات مجازی در حقیقت                        برایش جملگی عار است یا نه

 

دیوان علامه حسن زاده آملی – قصیده متاع عشق

 

زندگی را ساده شروع کنید

 

در همه‌ی امور زندگی‌تان سادگی را رعایت كنید

 

مقام معظم رهبری(متع الله الاسلام والمسلمین بطول بقائه الشریف) 

اولش هم از همین مراسم ازدواج است، از اینجا شروع می‌شود. اگر ساده برگزار كردید قدم

بعدی‌اش هم می‌شود ساده و الا شما كه رفتید آن مجلس كذاییِ مثل اعیان و اشراف‌های طاغوت

 را درست كردید، بعد دیگر نمی‌توانید  روید توی خانه‌ی كوچكی مثلا با وسایل مختصری زندگی

 كنید. این جور نمی‌شود دیگر. چون خراب شده و از دست رفته است. از اول، زندگی را

 پایه‌اش را براساس سادگی و ساده ‌زیستی بگذارید تا زندگی بر خودتان، بر كسانتان و بر مردم

 جامعه ان‌شالله آسان شود.

 

 علامه حسن زاده آملی (روحی فداه):

نکاح و ازدواج برای انشاء صورت انسانی است نه برای اطفای شهوت حیوانی چون هدف

اصلی ازدواج بقای نسل انسان است برای انشاء صورت انسانی تحقق پیدا کند و باقی بماند در

نظام هستی و لذا هر چه این صورت به اعتدال نزدیکتر باشد نتیجه و ثمره کمالات انسانی و سیر

علمی و عملی بیشتر خواهد بود که حتی فقه ما برای هم کف بودن زن و مرد شرایط فروانی را

فرمودند که در تمام شئون با هم هم کف باشند و برابر باشند به این معنا که فاصله بین زن و مرد

زیاد نباشد . 

 

دانلود کلیپ صوتی رهبر در مورد ازدواج 

دانلود - رهبری

دانلود

 

 

غم عشق تو در من خانه کرده              من بیچاره را دیوانه کرده

درون سینه ام سوزد که گویی              بسی زنبور در وی لانه کرده

خجسته مرغ خوشخوانم فسرده است      که اینک ترک آب و دانه کرده

حضوری خواستم با آشنایم                 حضوری کار صد بیگانه کرده

زمن از دور و از نزدیک پرسند          که آباد ترا ویرانه کرده

کجا یارم که آرم بر زبانم                   بجانم اینچنین جانانه کرده

کسی آگه شود از کار یارم                  اگر هفت بحر را پیمانه کرده

م حسن را درد بی درمان عشق است     که مثل شمع با پروانه کرده

 دیوان حضرت علامه حسن زاده آملی - غزل غم عشق

 

همان اوایلی که جنگ ایران و عراق شروع شده بود صدام ظالم نسبت به ایران بسیار حملات میکرد و تصمیم داشت حتی تهران را تصرف کند و کشور هم باتوجه به اینکه تازه انقلاب شده بود و مقداری از درون نظام آشفته بود و درگیری های داخلی هم وجود داشت این ترس وجود داشت تا کشور و انقلاب به دست صدام و کشورهای حمایت کننده آن تصرف شود که حضرت علامه حسن زاده آملی در اینجا میخواستند تصرفی به عالم ملکوت داشته باشند و جان صدام را بگیرند که دیگر نتواند کاری انجام دهد که بعد از تصرف به عالم ملکوت مشاهده کردند که جان خدا و حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف بر این حکومت و کشور احاطه کامل دارند و خودشان دارند این مردم و کشور را هدایت می کنند و آنجا آقا ادب مع الله پیش گرفتند و به خودشان گفتند وقتی این بزرگواران در کار هستند من دیگر چه کاره هستم و از کار خودشان دست کشیدند غرض اینکه انسان باید در تمام شئون ادب مع الله را رعایت کند حتی در دعاهای خود که بسیار مهم می باشد که این حقیقت وجود دارد کسی که خود را و تمام اعمال خود را به جان خدا تحویل داده و در مسیر انبیا و ائمه معصومین علیهم السلام حرکت می کند قطعا از آن طرف برایش هدایت و کمک حاصل می شود کسی که در کارش فقط رضای خدا برایش مهم است مگر می شود خداوند به او عنایت نداشته باشد و تا فعل او را به احسن ترین شکل صورت ندهد نمی شود اصلا در نظام عالم راه ندارد که مثلا خداوند کسی را که خودش را تحویل او داده و طبق فرمان او عمل می کند مورد عنایت قرار نگیرد که این مرتبه همینطور به پایین می آید و به ائمه و شهدا و بزرگان دین هم می رسد. در روایتی از حضرت علی علیه السلام وجود دارد که اگر در عالم محو و اثبات نبود من تمام حقایق را به شما نشان می دادم منظور آقا این بود که آنچه حقیقت است قطعا صورت میگیرد اما حال چون در این نشئه مسائلی بوجود می آید که آن حقیقت محو می شود ولی به وقتش حقیقت خودش را نشان خواهد داد و وقتی حقیقت بروز کند به امر خداوند هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند در زمان حضرت علی علیه السلام مگر از حضرت و خانم طاهره ایشان حضرت فاطمه الزهرا علیها السلام کسی هم بالاتر بود اما دیده شد که چه سختی ها و مشکلاتی را تحمل کردند و چه مخالفتهایی با آنها صورت گرفت آنها حجت الله بودند یعنی می توانستند با یک چشم برهم زدن آنچه خود می خواهند انجام دهند ولی آنچه خداوند برایشان صلاح دانسته بود را قبول کردند و آن همه سختی و رنج را تحمل کردند که حتی حضرت علی علیه السلام 25 سال خانه نشین شد چه کسی بالاتر از حضرت برای اداره حکومت بود اما حضرت به امر خدا سکوت کرد و بعد از 25 سال حقیقت خود را نشان داد و حتی بعد از 1400 سال هم تداوم پیدا کرد که نظام عالم حساب دارد و این سختی ها و مخالفتها را برای خود به احسن ترین حالت برای قرب به خداوند تبدیل کردند و عالم کارش این است که روز به روز حال انسانی که اهلش است و خودش را به حقیقت تحویل داده را منقلب کند و برهم بزند اما خوش آن است فرد از آن حال استفاده کند و آن را برای خودش حفظ کند و از آن بهره ها ببرد شاید در نظام عالم به اندک چیزی و کوچکترین چیزی حال برهم بخورد و منقلب شود اما احسن آن است فرد از این حاصل استفاده کند تا از نظام عالم برایش خبرها حاصل شود اینکه برای کسی چنین پیش نیاید باید در خود شک کند و بوجود آمدن حال هم لیاقت می خواهد به هر کسی نمی دهند و این اصل وجود دارد آنکه اهلش است کمی حالش حتی از مادیات دنیا برهم میخورد اعمال و مناجاتش رنگ و بوی خوشی میگیرد و دوست دارد به خدا نزدیکتر شود و قطعا خداوند هم او را بدون جواب قرار نمی دهد. همانطور که یک معلم از نمره دادن به شاگرد خوب به راحتی نمی گذرد و اگر بخواهد به یک دانش آموز زرنگ نمره خوب بدهد از او سوالهای سخت می پرسد و به قول معروف سوال پیچش می کند تا مطمئن شود اما اگر به یک شاگرد تنبل بخواهد نمره دهد با همان چهارتا سوال آسان متوجه سواد او می شود و بدون حساسیت حتی شاید با ارفاق زیاد نمره را به او می دهد ولی برای شاگرد زرنگ می خواهد نمره خوب دهد حتی شاید به جز جز آن توجه کند تا نمره خوب را دهد در نظام عالم هم اینطور است که سراسر نظام عالم با هم ارتباط دارند که در مورد دعاها هم اینطور می باشد اونی که اهلش هست را تا مال خودشان نکنند و آنچه احسن است را حاصل ننمایند ول کن نیستند ولی در مورد بعضی دعاهای افراد شایدم از آنچه که می خواهند هم بیشتر دهند قطعا برای همگان پیش آمده که زمانی انسان انتظار انجام عملی را ندارد یا کم دارد می بیند برایش بهتر از آن حاصل شده اما یک زمانی عملی را می خواهد می بیند بعد از سختی ها و مشکلات برایش حاصل می شود بعد که مقایسه می کند می بیند آن که با سختی حاصل شد بسیار خوشتر و بهتر می باشد در واقع از حکمت آن اطلاع پیدا می کند حال قبل از انجام چون از پشت پرده خبر نداشت شاید حتی اعتراض هم میکرد که چرا آن که زیاد انتظار نمی رفت حتی بیشتر داده شد و دیگری با مشکل روبرو شد که معلوم می شود در این عالم ذره ای خلاف وجود ندارد و همه چیز بر مبنای حق صورت میگیرد.

این را در قبل هم مطرح کردم اینکه مگر می شود فردی خودش را به حقیقت تحویل جان خدا دهد و دغدغه این را داشته باشد که واجبات را انجام دهند و محرمات را ترک کنند و حتی مستحبات را انجام دهند و روی آن اصرار هم داشته باشند و در بین راه هم دست او را بگیرند و برایش تمثلاتی حال در خواب یا بیداری حاصل کنند بعد او را رهایش کنند راه ندارد آنکه خودش را تحویل داد هزاران برابری که او خودش را مال خدا کرده خدا خودش را مال او می کند و قیاسی بین افراد عالم وجود ندارد هر کس را به اندازه ظرفیتش می دهند و خود جان خدا خوب می داند که ظرفیت ها تا چه اندازه هست و نمی گذارد ضایع شود و به وقتش می دهد.

یک خاطره ای از علامه جعفری خواندم اینکه در زمان جوانی علامه جعفری که در نجف درس می خواندند روزی طلبه ای همینطور به شوخی به جمع دیگر طلبه ها که علامه جعفری هم در آن حضور داشت گفت اگر به شما بهترین خواسته دنیوی را بدهند قبول می کنید یا اینکه یک لحظه دیدن جمال حضرت علی علیه السلام که همه آن جمع گزینه اول را انتخاب کردند و دلیل آوردند که وعده دیدار علی علیه السلام به شیعیان در آخرت داده شده و اما مثلا اموال دنیا سخت به دست می آید و توجیحاتی آوردند نوبت به علامه جعفری رسید که همان اول گفت من یک لحظه دیدن جمال حضرت علی علیه السلام را با هیچ چیز دنیایی عوض نمی کنم تا این را گفت یک حال عجیبی برایش حاصل شد و رفت به سمت حجره اش دید جوانی نشسته پرسید کیست فرمودند حضرت علی علیه السلام و مجددا برگشتن پیش دوستان خود و دیگر طلبه ها سوال کردند چه شد رفتی و آمدی و قضیه را برایشان گفت که همه از کار خود شرمنده شدند و این را آزمایش الهی دانستند غرض اینکه حتی این بزرگواران از آنچه در دل یک مومن می گذرد هم باخبر هستند و حتی اگرم هم برزبان جاری نشود ویا اینکه لحظه ای که جاری شد آن خواسته را می دهند این نظام عالم حساب و کتابی داردو به وقتش بی کم و کاست می دهند. وقتی چوبی بخواهد در کنار آتش به زغال تبدیل شود اگر در تماس دائم با آتش نباشد به زغال تبدیل نمی شود و اگر هم شود با کوچکترین چیز خاموش می شود ولی اگر در تماس کامل با آتش باشد و به زغال تبدیل شود به راحتی خاموش نمی شود و اگر هم خاموش شود به کوچکترین اشاره شعله دوباره شعله ور می شود انسان هم اینطور می باشد اگر قرب تام نداشته باشد و پیوسته خود را تحویل ندهد نمی تواند به جایی برسد و اگر هم برسد تداوم ندارد ما که مسیر صراط مستقیم را در پیش گرفتیم باید زندگی انبیا و ائمه را سرلوحه کار خود قرار دهیم که همان صراط مستقیم می باشد و علاوه بر این باید در عمل هم دم به دم خودمان را تحویل دهیم که برای خود برنامه قرار دهیم در عین حالی که انجام واجبات داریم و نماز اول وقت می خوانیم یک فعل نیکو را به دوام انجام دهیم مثلا بگوییم نماز شب را هر شب بخوانم یا هر روز چند صفحه از قرآن را بخوانم و در آن تفکر کنم و یا فلان ذکر را بگویم اصلا نفس اینطور است به هر چه رو بیاورد با  آن خو می کند و در انسان ملکه می شود کافی است ما به اعمال نیک مثلا نماز شب رو بیاوریم با ما خو میگیرد و در ما ملکه می شود عهد کنیم مثلا برای یک سال یا حداقل 40 روز این عمل را انجام دهیم این باعث میشود که بتوانیم حال خود را حفظ کنیم و مراقبت را قوی تر کنیم.

بارها گفتم بعضی اوقات حال به قدری برهم میریزد که اصلا انسان می ماند که چه کند و به خودش شک میکند و تحملی برای فرد نمی گذارد اما آنچنان این بزرگواران امید را در هر صورت ایجاد می کنند که اطمینان حاصل می شود و امیدوارم بتوانم روزی مطرح کنم . دعا کنید آنچه می خواهیم به اذان الله صورت گیرد و کارها و برنامه ریزی ها به خوبی پیش رود قطعا از آن طرف فیض کامل وجود دارد حال شاید ما اینجایی ها به علت ناآگاهی و زود تصمیم گرفتن فعلی را به عقب بیاندازیم اما به وقتش آنچنان احسن حاصل می کنند که هیچ کس نمی تواند آن را کتمان کند و یا حتی مخالف کند انشالله روزگار خوش در پیش است.  

 

بنال ای نی بگو با شور و فریاد        که یا مهدی(عجل الله) جهان پر شد ز بیداد

کجایی ای گل زهرا (سلام الله علیها) کجایی ...

ندانم آن معشوق نیک فرجام              به فکر و ذکر دلدار است یا نه

همی نالد ز سوز آتش عشق              هم از دیده گهربار است یا نه

بسی دُرّ معانی هست اما                  خریدارش ببازار است یا نه

ندانم هیچ میگوید که ما را                 م حسن آن یار غنخوار است یا نه

ندانم معشوق نیک اختر من               سعادت را خریدار است یا نه

زنام شکرین دوست آیا                    زبان او شکر بار است یا نه

ندانم مرغ جانش در سحرگه              بکوی عشق طیار است یا نه

نهد پا بر بساط قرب هر شب             نهان از چشم اغیار است یا نه

ندانم آه آتش سوز دارد                     ز سوزش آه بسیار است یا نه

مرآن یکتا تهمتن شیرزن را              جهاد نفس اهوار است یا نه

غنیمت میشمارد وقت خود را            حضورش را نگهدار است یا نه

ندانم از کتاب هستی خویش               خبر دارد چه طومار است یا نه

بود انسان بهشت و دوزخ خویش        بکار خویش هوشیار است یا نه

ندانم معشوق فرخنده ام را                 بقرآن انس سرشار است یا نه

چو افرشته است آیا در صفاتش          ملک گفتار و رفتار است یا نه

ندانم سینه بی کینه او                       یکی صندوق اسرار است یا نه

در اثنای مناجات شبانه                    بیاد این دل افکار است یا نه 

ندانم لایق طبع لطیفش                     چنین بی نظم اشعار است یا نه

م حسن از گفته خود شرم دارد           که گفتارش بکردار است یا نه

 

دیوان حضرت علامه حسن زاده آملی - قصیده متاع عشق           

 

سالی که با شهیدان آغاز شود آن سال

رنگ و بوی خدایی خواهد گرفت

 

یادمان شهدای هویزه

 

یادمان شهدای اروند

 

یادمان شهدای شلمچه

 

یادمان شهدای عملیات رمضان

 

یادمان شهدای طلائیه


چه خوش است که انسان در هر کاری که به نیت قرب الهی می باشد را با توسل به معصومین و شهدای عزیز آغاز نماید که یقینا در آن کار برکت می آورد که الحمدلله چند سالی است که سال جدید شمسی را با شهدا آغاز می کنیم و این عهد و قبول از خودشان وجود دارد که همه ساله این توفیق درصورت لیاقت حاصل شود که امسال هم حال و هوای عجیبی داشت که دلهای شکسته را خداوند بهتر و بیشتر پذیرش می کند هرچند بنا به مسائلی آن صورت که می خواستیم نشد اما خود شهدا هم عنایت می فرمایند و دلگرمی و امید را حاصل کردند که آن حال را از ناخوشی به خوشی تبدیل کرد که امسال شلمچه که هنگام غروب و هم زمان سال تحویل بسیار زیبا بود و آن نسیم زیبای شلمچه هنگام غروب حضور شهدا را محسوس می کرد. نکته اینجاست که بازدید از این مناطق  که سراسر آن نور است خواه ناخواه در دل هر انسان نور ایجاد می کند که با برگشت حال عجیبی برایش حاصل می شود و چه خوش است فرد از آن حال استفاده کند و برای کل سالش برنامه ریزی بوجود آورد انشاالله تشرف به این مناطق روزی همگان شود و این هم وجود دارد تنها رفتن جسم مادی در این مناطق نور را ایجاد نمی کند بلکه حتی کسانی که دل را به آن مناطق رهسپار کردند هم نور در آنها ایجاد می شود چرا که انس دلها کار خودش را می کند و دم به دم حضور احساس می شد.

 

درگارگاه هستی عشق است تارو پودش        جز عشق نیست بالله در اصل و فرع ساری

ما سر بعشق سرمد دادیم و سر خوشستیم      از شوق دان گر از ما اشکی شده است جاری

ما جز یکی نخوانیم ما جز یکی ندانیم           ما جز یکی نبینیم باقی و برقراری

آیئنه دلت را با عشق ده جلایی                   تا در حریم یارت بارت دهد باری

یارب بلطف خاصت اندر(م)حسن نظر کن     کو را بجز تو نبود روی امیدواری

 

دیوان حضرت علامه حسن زاده آملی – قصیده کارگاه هستی