طرّه شب باز نمودار شد                 عاشق بیچاره گرفتار شد

باز زخود در تب و تابم همی            سوخته دل دیده پرآبم همی

گوشه ابروی شب دل ربا                می کند از دور اشارت بما

وقت مناجات و حضور آمده             گاه ملاقات و سرور آمده

چهره شب باز جهان را گرفت          دل زکفم باز امان را گرفت

چشمک استاره یکایک نباز             دعوت رمز است براز و نیاز

آنچه که پوشیده لباس وجود              سر بحضورش بود اندر سجود

نیست مگر جلوه یارم همه               نیست مگر نور نگارم همه

ایدل دنیا زده آرام باش                    در طلب زاد سرانجام باش

بر سر بیچارگی خویش باش            دور ز شیطان بد اندیش باش

بنده بیدار خداوند باش                     بندگیش میکن و خرسند باش

همچو مه و مهر فروزندگیت             میدهدت روز و شبت بندگیت

راه خدا رو نبود پیچ و خم                حکم خدا را نبود بیش و کم

حرف و خور و خواب اگر کم کنی     با همه دل محرم و همدم کنی

مظهر اسما و صفات است دل           یا که خود آئینه ذات است دل

بزم جهان را دل داناست شمع           جام جم است و همه در اوست جمع

گر دل بشکسته به دست آوری         ماهی مقصود بشست آوری

پند چوم قند حسنت نوش کن              هرچه نه پایاست فراموش کن

 

دیوان حضرت علامه حسن زاده آملی – غزل طرّه شب

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا......... آمین

        

      عقل نقد کائنات است         چه سازد پیش عشق کیمیا کار

اگر عقل طلاست، عشق طلا ساز است آنکه اصل و حقیقت است و ازل و ابد را فرا گرفته.

هر کس فرزند هر که باشد دارای سرمایه و زندگی باشد گفت الهی من آمدم تا حامل اسرار دین شود تا بشود کسی که صاحب جانی بشود تا اسرار قرآن را در آن دل جا کند تا به زبان آیات و اخبار آشنا شود تا بداند خودش کیست تا بتواند مردم را از سیاه چاه جهل و نادانی نجات دهد به زبان خدا و پیغمبر آشنا شود باید از عهده امتحانهایی برآید کتل هایی برایش پیش می آید مشکلات برایش پیش می آید هرگونه زندگی داشته باشد می بینی آنوقت افتاده در یک مخمصه ای که کسی نیست در آن حال به دادش برسد تا صبر چگونه است  تا بردباری چگونه است تا ظرفیت چگونه است وقتی گنجایش پیدا کرده ظرفیت پیدا کرده به حوادث گوناگون خودش را نباخته در مقابل نشست و فراز دنیا خویشتن داری کرده و خود را از دست نداده وقتی امتحان داده و زانو زد و به استاد خدمت کرد رنج غربت دید در مقابل حوادث مثل کوه باقی و برقرار بود خوب از امتحان برآمد تازه یواش به او می چشانند او را آگاهی می دهند علم خیلی خوش نشین است مال نیست که در دست هر کسی بیافتد ماده نیست در دست هرکس بیافتد جماد نیست که در دست هر بی سروپایی بوده باشد علم است کمال است حقیقت است ایمان است قرآن است قرب الی الله است این نصیب هرکس نمی شود خیلی قابلیت می خواهد خیلی ظرفیت ولیاقت می خواهد تا این حرفها را بشنود تا بیاید در مسجد بنشیند تا رو به قبله قرار گیرد و سحر برخیزد به مناجات و تهجد مشغول شود و بگوید الهی من روزه می گیرم قربت الی الله قابلیت می خواهد تا روزه بگیرد متصف به صفات ملائیکه باشد به حقیقت عالم باشد خیلی لیاقت می خواهد به سوی قبله بایستد بگوید قربت الی الله دارم بندگی می کنم اینها همه قابلت و لیاقت و دل پاک می خواهد دست و زبان و چشم پاک می خواهد هرکس لیاقت این را ندارد دست به سوی او دراز کند اینها نعمت هایی نیست خوارک هرکس شود جان و دل می خواهد باید امتحانها بشود باید از عهده امتحانها برآید و کتل ها و گردنه ها را بپیماید تا یواش یواش او را به اسرار خودش آشنایی بدهند در بعضی روایات می فرمایدند که خداوند جریمه کند آن کسی که دنبال گناه رفته، من ذوق و لذّت و شوق مناجات خودم را از او می گیرم این دیگر چه دارد من حلاوت مناجات را از او می گیرم تا دیگر لیاقت نداشته باشد تا به سوی من بیاید و با من صحبت کند و مناجات کند و در حضور من به خاک بیفتد و دست به سوی من دراز کند اینها لیاقت و قابلیت می خواهد مگر هر دل و زبان و دست می تواند حقایق او را بیابد و حرف او را بزند و به سوی او برود و دراز بکشد و گدایی کند قابیلت می خواهد. هر که در مسیر آمده است و گفت خدایا آمدم امتحانات برایش پیش می آید.

             

بیانات عرشی حضرت علامه حسن زاده آملی

 

 سخن دارم ز استادم نخواهد رفت از یادم        که گفتا حل شود مشکل ولی آهسته آهسته

  تحمل کن که سنگ بی بهایی در دل گوهی       شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته

 

این حقیقت وجود دارد که اگر خداوند عاشق بنده ای شود دوست دارد آن بنده مال خودش شود و از این رو هر کاری انجام میدهد تا آن بنده را مال خودش کند یا بنده را با شهادت به مقام اولیاالله می رساند و به پیش خود دعوت می کند تا در کنارش آرامش داشته باشد و کسانی که هم شهید شدند و خدایی شدند بنا به روایت امام صادق علیه السلام و فرمایش حضرت علامه حسن زاده آملی شهدا به خداوند عرض می کنند علت این همه مقام چیست؟ خداوند می گوید به علت آن مصائب و سختی هایی هست که در دنیا به خاطر من تحمل کردید می باشد که شما را برای خودم انتخاب کردم که شهدا در اینجا می گویند می شود برگردیم تا از آن مصائب تحمل کنیم تا بیشتر مقام بگیریم که آنجا خداوند می فرماید در عالم سیر معکوس راه ندارد و دسته دوم که خداوند آنها را مال خودش می کند کملین می باشند کسانی که از لحاظ معنویت و اجرای احکام دستورات الهی به مقاماتی رسیدند و در این بین هم عنایاتی بهشان شده و به قول متعارف مردم چشم باطن آنها باز شد و به اذان الله هم می توانند به عالم تصرف داشته باشند که این افراد به سبب علمشان دست مردم عادی را هم میگیرند و آنها را بالا می کشند که از آنها هم می شود به اولیاالله نام برد که هر کس به اندازه ظرفیت خودش مراتبی دارد و دسته دیگر که خداوند آنها را برای خود می کند کسانی هستند که در برابر سختی ها و حوادث روزگار قرار دارند و دم به دم در همه امور مورد آزمایش قرار می گیرند و دم به دم خداوند را صدا می زند و خداوند هم چون صدا زدن این بنده ها را دوست دارد و عشق می وزد که بنده ای با توجه به بروز مشکل بازهم او را صدا می زند یعنی در واقع فقط خداوند را میخواهد تا مشکلش را برطرف کند و در صلاح خداوند در حرکت هست حال نتیجه هر چه می خواهد باشد خداوند می گوید من صدا زدن اینطور بنده ها را هم دوست دارم ولو شاید در مسئله ای به او مشکل یا درد دهم نه اینکه بخواهم خواسته اش را برطرف نکنم از این جهت که چون دوست دارم من را بیشتر صدا بزند و می دانم در چنین حالتی من را بیشتر صدا می زند این عمل را انجام می دهم در مورد دسته اول که عند ربهم یرزقون هستند و در محضر خداوند روزی می خورند دسته دوم هم به لحاظ چینش وجودشان دنیا طلب نیستند اما به لحاظ زندگی در این دنیا و اقتضاعات آن خداوند بی حساب بهشان روزی می دهد و در این بین هم اینها دست بندگان دیگر را به جهت حل مشکلات میگیرند و دسته سوم خداوند دوست دارد خواسته آنها را اجابت کند اما از طرف دیگر چون دوست دارد این بنده ها او را بیشتر صدا بزنند با کمی تاخیر و خدا خدا گفتن اینطور بنده ها خواسته آنها را می دهد به طوری که بعد دریافت خواسته خود بنده هم از آن راضی می باشد و می فهمد آن همه سختی و خدا خدا گفتن به جهت احسن ترین چیز بود با این وجود و این سه دسته خداوند با توجه به مراتب آنها را مال خود می کند و در حقیقت جان آنها را برای خود می کند و در برابر آن علاوه بر اینکه خواسته های آنها را بهشان می دهد خودش را هم به آنها می دهد در دنیا اگر کسی جان کسی دیگر را بگیرد فرد را محکوم به دیه می کنند و فرد دیه را به خانواده آن فرد کشته شده می دهد اما خداوند دیه را به خود فرد می دهد که دیه آن هم خودش می باشد غرض اینکه دم به دم باید سعی این شود تا خدایی شویم حال هرکس به اندازه ظرفیت وجودی خود در یکی از این سه دسته قرار میگیرد و در شب اربعین که تشرف چند ساعته به محضر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم داشتم به یک حقیقتی دست پیدا کردم و آن اینکه تا کسی دردمند نباشد نمی تواند به ملکوت عالم وصل باشد و خدایی شود یا به قول معروف حال خوشی از لحاظ روحی برایش پیدا شود بله خلوت داشتن انجام واجبات هم دیگر چیزها میباشد اما داشتن درد همه آنها را به ثمر می رساند و به عین به کلام عرشی حضرت علامه حسن زاده رسیدم که فرمودند الهی به هر کس هر چه می خواهد بده به حسن درد بده! که چه خبرها و چیزها در این درد داشتن ها وجود دارد با اینکه فرد حال در مجلس امام حسین علیه السلام و یا دیگر ائمه و یا حتی به جهت ایجاد مشکل گریه می کند اما بعد از آن یک آرامشی بر او ایجاد می شود که به واسطه همین اشک ها و دردها لیاقت را به افراد میدهند. این حقیقت وجود دارد کسانی که به صدق خودشان را تحویل جان خدا دادند قطعا آنچه از خداوند خواستند خداوند در اختیارشان قرار خواهد داد حال در این بین برایشان چیزها پیش می آید تا هم مشخص شود به صدق آمدند و هم اینکه خداوند چون دوست دارد آنها بیشتر صدایش زنند آن مصائب را برایش حاصل می کند اما آنها را به احسن ترین حالت می رساند که ذره ای نارضایتی هم وجود نخواهد داشت و در همه حال بهترین چیزها و بهترین خوشی ها را برایشان حاصل می کند.

وقتی خداوند از این ناله زدن ما و یا تحمل سختی حال به هر جهت و یا به هر دلیل (با توجه به اینکه اصل موضوع درست می باشد) خوشش می آید و این هم وجود دارد که آن را به احسن ترین صورت می رساند چرا باید ناراحتی و خستگی یا دلزدگی و یا عقب نشینی وجود داشته باشد انشاالله خودشان رضایت همه را برای ما میگیرند فقط از طرف ما این پایبندی و خدا خدا گفتن ها وجود داشته باشد خوشان عنایت می فرمایند و دعا بفرمائید مورد عنایت واقع شویم.

 

برگرفته از بیانات حضرت استاد صمدی آملی در روز عاشورا

 

                   

                                 به بسم الله الرحمن الرحیم است

                                که قبض و بسط بر اصل قویم است

 

چه امواجی که هر موجوی جهانی است            جداگانه زمین و آسمانی است

نکو بنگر تو اندر چرخ دوار                                که دارد حرکت اقبال و ادبار

زصنع متقن پروردگاری                                   نباشد میل کلی را قراری

کنون اندر تناقص هست دائم                           تناقص را تزاید هست لازم

به رتق و فتق قرآن الهی                                نظر بنما اگر خواهی گواهی

در این موضوع به یک نیکو رسالت                     که بنوشتم ترا باشد حوالت

زمیل کلی و اقبار و ادبار                                ترا زان میل کلی هست یکبار

بیا از میل و از اقبال و ادبار                             به خلق اول آن عقل نکوکار

چو ایزد آفریدش در همانحال                            بفرمودش به ادبار و به اقبال

نموده امتثال امر دادار                                    که دائم هست در اقبال و ادبار

شئون عینی از اول به آخر                               به حرکت اندرند به سیر دائر

شئون کتبی و لفظی هم این است                    که از تقدیر رب العالمین است

بود انسان بدور عقل دائر                                 که حق مطلق است و نور قاهر

که حسن مطلق است و مبدأ کل                      بود او قبله کل ملجا کل

شده اطلاق عقل اندر رسائل                           به حق سبحانه نقل از اوائل

زشوق داستان کعبه عشق                              همه در آستان کعبه عشق

حنین کل و جزء از هر دو جانب                          در عشق و عاشقی باشد چه جالب

بلی طبع نظام کل بر این است                           که هر کلی به جزء خود حنین است

تویی پس عشق و هم معشوق و عاشق              بیا آن عاشقی میباش صادق

که هر جزیی به کل خود حنین است                    یحبّهم و یحبّونه این است

ندارد جزء و کل از هم جدایی                            خدا هست و کند کار خدایی

حنین جزء و کل دور از ادب نیست                      توار نقدش کنی میکن عجب نیست

زجزء و کل سخن گویم دگر بار                            زگوشت پنبه غفلت بدر آر

گمانت جزء و کلی مثل جسم است                    تعالی الله که این خود یک طلسم است

شئونش را ظهور گونه گون است                        سبحان الله عمّا یصفون است

دیوان اشعار حضرت علامه حسن زاده آملی –  دفتر دل

 


گاهی اوقات حال بنا به دلایل درونی و یا بیرونی ناخوش می شود و تنها در این بین اتصال به یک حقیقت می توان سرّ آن مشخص شود از آنجایی که دیوان حضرت علامه حسن زاده به بیان خود آقاجان شعرها و قصاید و ... همه در حالات خاصی از لحاظ اتصال به عالم ملکوت سروده شده اگر کسی با آن انس بگیرد مطابق با حالش اشعاری برایش یروز میکند که هرکس آن را با ظرفیت خودش می تواند بسنجد و دیگر اینکه به فرمایش حضرت علامه چه خوش است انسان آه داشته باشد که همان آه برایش کار میرسد که آه از اسما الله می باشد مثلا گفته می شود اگر فردی از انجام عملی ناراحت شد و یا به سختی افتاد همان سختی و ناراحتی برایش کار میرسد و او را به مقصودش می رساند اگر بخواهیم در مثال بگوییم فردی که ناراحتی قلبی دارد خودش را زیر تیغ جراحی قرار میدهد با اینکه با تیغ جراحی بدنش آسیب می بیند اما چون می خواهد ناراحتی قلبی خود را درمان کند از آن می گذرد تا به هدف اصلیش برسد این تنها یک مثال برای فهم بیشتر می باشد پس یقینا برای اتصال به ملکوت عالم و محرم شدن با این عالم باید کتل ها طی کرد و سختی ها تحمل کرد حال هرچه باشد بله انسان باید از خوشی های مادی دنیا هم استفاده کند چون غیر از آن خستگی و دل زدگی پیش می آید به فرمایش آقای قائمی که از شاگردان حضرت علامه حسن زاده بودند (وفات شدند) می گفتند این همه چیزهای خوب مادی را خداوند برای همین مومنان بوجود آورده که باید از آن استفاده کنند اما همه چیز به وقتش و در حد اعتدال باشد هیچ خطایی قطعا بروز نمی کند الهی به هرکه هرچه میخواهد بده و به حسن درد بده! و این حقیقت هم وجود دارد خداوند دلی که در جهت خواست او بشکسته شد را تنها نمی گذارد و بعد از کسب لیاقت برایش خبرها بوجود می آورد. غرض اینکه در این عالم رسیدن به چیزهای خوب حال چه مادی و چه معنوی سخت می باشد باز هم رسیدن به مادیات زیاد سختی ندارد و به دست می آید آمد جان به لب می آید برای فرد یک حال خوش یک نماز خوش یک توجه به عالم غیب بوجود بیاید گاهی برای فرد حالات خوش و یا ناخوش بوجود می آید و خوب آن است در تمام شئون با خداوند باشیم و در صلاح او و نظام عالم حرکت کنیم در این عالم هیچ کس استقلال وجودی ندارد و همه چیز به اذان الله صورت میگیرد و در تمام شئون باید ادب مع الله رعایت شود. انشاالله همگان به آنچه لیاقت دارند برسند ولی آهسته آهسته! دعا بفرمائید و نائب الزیاره باشید و به حقیقت از حضرت بخواهید عنایتی بفرمایند وهم سعادت تشرف حاصل شود چون بسیار ... بوجود آمده .

واصبر و ما صبرک الا بالله و لا تحزن  علیهم و لا تک فی ضیق مما یمکرون * ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون. ( نحل  127- 128)

و صبور باش که صبر تو جز توفیق خدا نیست، و بر ایشان محزون مباش و از آن مکری که می کنند دل تنگ مدار* بی تردید خدا با کسانی است که پارسایی کرده اند و کسانی که نیکوکارند.

 

 

در گذشتم ز ماه و سال همی                  توبه کردم ز قیل و قال همی

تا بکی زخم بیکران خوردن                       تا بکی رنج بیمهال همی

همه اندر ره کمالستند                            جز تو ای خواجه بیکمال هستی      

تا بکی زیر پای حرص و طمع                   بایدت بود پایمال همی

با عزیزی به گفتگو بودم                         این جوابست و این سوال همی       

گفتمش پرسشم بسیار بود                    گفت ما را بود مجال همی

گفتمش چیست چاره ام گفتا                  فارغ از شادی و ملال همی

گفتمش در عذاب هجرانم                        گفت در نعمت وصال همی

گفتمش میگذارم از دردم                         گفت رو نزد اهل حال همی

گفتم از اهل دل کجا پرسم                      گفت در نزذ ذوالجلال همی

گفتم از ذوجلال چه خواهم                     گفت وقت سحر بنال همی

گفتمش بار میدهد گفتا                           بانگ می آید تعال همی

گفتمش روز من بود تاریک                      گفت چون شب نشد زلال همی

گفتمش چیست شیوه دنیا                      گفت با مرد حق جدال همی

گفتم از خلق گو سخن گفتا                    کاروانی است در رحال همی

گفتمش پیشوای قافله کیست؟              گفت پیغمبر و آل همی                             

گفتمش عاقبت چه خواهد شد                گفت اول بود مآل همی

گفتمش در کجاست صورت کشت            گفت در عالم مثال همی

گفتمش در مثال منفصل است               گفت در آن و اتصال همی   

گفتمش دیدنش توان گفتا                       تا نپنداریش محال همی

گفتمش شرط دیدنش چه بود                 گفت بگذر از این سوال همی

گفتم از عشق و عاشقی برگو                گفت معشوق لایزال همی

گفتمش کی رسم بکام دلم                   گفت چون نفس شد عقال همی  

گفتم او را اشارتی فرما                        گفت کر باش و کور و لال همی

گفتم این خستگان چرا خسته اند            گفت از بهر ملک ومال همی

گفتمش چیست حاصل این رنج               گفت هم وزرو هم وبال همی

گفتمش نیکبخت دانی کیست؟               گفت درویش بیخیال همی

گفتمش گفته (م) حسن چونست            گفت من احسن المقال همی

 

دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی قصیده معشوق لایزالی

 

 

 

 سرّ استجابت دعــــا

سرّ استجابت دعا را که به اذان الله تکوینی در نفوس انسانی تحقق می یابد از اینجا دریاب که بر دعا و ذکر و ثواب و گناه تکویناً آثاری مرتب است، و این امر مخالف سنّت جاریه الهی نیست، هرچند در فهم نسبت میان گناه مثلاً با آثار سوء آن در بسیاری از موارد عاجزیم. گویا انسان به فهم ارتباط دعا و اثر آن بهتر و روشن تر از نسبت بسیاری از ذنوب و آثار آنها که عقوبات متفرّع بر آنهاست پی می برد. بدین بیان که آدمی در توجه و ذکر و دعا به اخلاق ملکوتیان متخلّق می گردد و به اوصاف عقل قادسیه متصف می گردد که واجد رتبه ولایت تکوینی و صاحب مقام کن میگردد، و با چنین نفس قدسی اعتلاء به ملکوت یافته اقتدار بر تصرف ماده کائنات می یابد و خارق عادت و معجزه و کرامت از او بروز و ظهور می کند، و همه معجزات و کرامات و خوارق عادات مبتنی بر این اصل قویم اند.

نماز استسقاء(خواستن‌ باران‌ است‌ از خداوند با آدابى‌ خاص) در شریعت محمدیه علی صادعها الصلاه والسلام با جمعیت و دستورات خاصی بیان شده است که در تاثیر نفوس اهمیت بسزا دارند و به طور کلی نفوس مجتمع متحد را اثر یک نفس کلی الهی قوی است و یکی از فضیلتهای نماز جماعت و حلقه  ذکر و مجتمع دعا این است.

در دعا باید توجه داشت هیچ گاه داعی با دست خالی بر نمی گردد. زبان روایات در این امر بسیار شیرین است. أتم فوائد و ادهم مصالح آن اصلاح جوهرنفس ناطقه و لسان استعداد است که انسان آن را در دعا بر اثر تقرّب به حق سبحانه تحصیل می کند. خلاصه آنچه که برای تحصیل آن به دعا نشسته ای بهتر از آنکه می خواهی عائدت شود و اگر آن حاجت مخصوص تو برآورده نشد، غمین مباش که تبدیل به احسن شده است.‌

مآثرآثار جلد 1 حضرت علامه ابوالفضائل حسن حسن زاده آملی


نکته ای به ذهن می رسد این می باشد که برای استجابت دعا شروطی حاصل می شود اول خلوص نیت و جهت قرب الهی و دوم خلوص باطن و پاک بودن و نکته ظریف اینجا می باشد که می شود نفوس را برای استجابت دعا آماده کرد که به جهت خواندن ذکری و یا انجام عملی حاصل می شود مثلا گفته شده گناهان در شب قدر بخشیده می شود یا گریه برای اهل البیت و مخصوصا امام حسین علیه السلام گناهان را می شوراند و خود اشک برای اهل البیت و در روضه امام حسین علیه السلام چشم را هم به ظاهر و هم به باطن از گناه پاک می کند و اینها مقدمه ای می شود برای استجابت دعا حتی حضور و مشرف شدن به بارگاره ائمه اطهار هم زمینه را برای استجابت دعا بوجود می آورد که به واسطه نفوس پاک آن بزرگواران گناهان بخشیده و حتی میشود معجزه یا خارق عادت صورت گیرد از این هم بالاتر مشرف شدن به بارگاه فرزندان ائمه اطهار مانند حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و امام زادگان به جهت نفوس پاک آنها میتواند به مقام کن برسد و دعا اجابت گردد. و نکته دیگر اینکه اثر دعای جمعی بسیار می باشد چرا که تجمع نفوس پاک و تبدیل آن به یک نفس پاک ولو به دو نفر ختم شود سبب استجابت دعا می شود. انشاالله همگان لیاقت تشرف به محضر این نوران پاک را داشته باشیم و از آنهایی که مشرف میشوند خواسته ما این است تا با دعا ونماز خودشان و نائب الزیاره بودن و تجمیع در دعا به اجابت آن نزدیک شویم و دعا بفرمایید روزی ما هم تشرف به آن بارگاه ملکوتی حاصل شود که این چند مدت بسیار دل نگرانی پیش خواهد آمد.

الهی، دردمند ننالد چه کند. درمان ده تا بیشتر بنالم!

 

همه یار است و نیست غیر از یار           واحدی جلوه کرد و شد بسیار