سبب اجابت دعا ، روح انسان پاک و مطهر است

 

همین فرمایش را جناب شیخ الرئیس در رساله شریفش درباره استجابت دعا می فرماید و می گوید که اگر درباره دعا تأمل و غور و دنبال کنید دعا را یک امر خرق عادت و خلاف قانون طبیعت نمی یابید، بلکه دعا نیز اسبابی دارد، سبب آن جان انسانِ کامل و روح انسانِ قوی و پاک و مطهر است. ادله ثابت کرد که نفس ناطقه مجرد است و می تواند در مکانی نشسته و در کجاها تصرف کند. با این بیان دیگر نباید کسی منکر دعا و آثار آن شود بلکه دعا واقعیت دارد و عقل و شرع و منطق وحی و عرفان در اثبات آثار آن سازگاری و همراهی دارند، بنابراین می توانیم نماز استسقا بخوانیم و باران بگیریم، و دعا کنیم و آثار مطلوب را در آغوش بگیریم.

 

                              شرح اشارات و تنبیهات حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه

 

الهی ، از دردم خرسندم که درمانش تویی

 

۸۳) از جمله دعاءهائی که در هر روز از ماه رجب خوانده میشود دعائی است که از طریق جدم ابی جعفرالطوسی رضی الله عنه نیز بر ما روایت شده. و آن از این قرار است که شیخ گفت: گروهی برایم از ابن عیاش نقل کردند که او گفت: از جمله توقیعاتی که بر دست شیخ بزرگ ابی جعفر محمد بن عثمان بن سعید رضی الله عنه از ناحیه مقدّسه بیرون شد عبارت است از آنچه که خیربن عبدالله برایم نقل کرد و گفت: خود من آن را از روی توقیع مبارک استنساخ نمودم.(در صدر توقیع چنین آمده) به نام خداوند بخشنده مهربان بخوان در هر روز از ایام رجب: « اللهم انی اسئلک بمعانی ... ، الخ.» ( این دعا در دعاهای هر روز ماه رجب در مفاتیح الجنان موجود می باشد)

یعنی خداوندا تورا به معانی همه آنچه که صاحبان امرت بدانها می خوانند، مورد سوال قرار می دهم، آنانی که به سرّ تو امین و به امرت شادمانند. و به ستودن قدرتت و آشکار نمودن عظمتت مشغولند. و (همچنین) تو را به مشیّتت که در حق آنان گویاست مورد سوال قرار می دهم. (که طبق این مشیت) آنان را معادن کلمات وجودیت و ارکان توحید و آیات و مقاماتت، قرار دادی.

ارکانی که در همه مکانها در کارند و هیچ گونه بیکاری و مهملی برایشان متصور نیست. هر کس که ترا شناخت بدانها شناخت. میان تو آنها هیچگونه جدائی نیست جز آنکه آنها بنده و مخلوق تواند. (تا آخر دعاء)

کتاب نورعلی نور (در ذکر و ذاکر ومذکور) حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه

الهی جز این نمی شد با که در آویزیم.

 

 

 

ديدار علامه حسن زاده آملي از نمايشگاه بين المللي کتاب تهران


ببین خودت را چه جور می سازی!؟

 

ببین خودت را جور می سازی به شما عرض می کنم در شرق و غرب عالم افرادی دلسوز تر از روحانیون حقیقی نمی بینید ما خیر مردم را می خواهیم ما خیر دشمنان را می خواهیم تا آدم شوند ما با کسی دشمنی نداریم آنها نمی فهمند با ما می جنگند مگر شما حرف نشنیدید ملا نداشتید چرا اینجور محشور شدید مطابق با اعمال این دنیا آنجا محشور می شوید ببین خودت را داری چه جور می سازی ما خیلی از چهره ها را می بینیم همه از همه فرار می کنند همسر از همسر ، فرزند از پدر غذای ناپاک حرف ناپاک باعث این شده علم و عمل انسان سازند ببین خودت را چه جوری می سازی.

آقاجان! عزیز من الان شهدای ما عند ربهم یرزقون هستند . کار شما مشکل است.

خانم بیچاره برای یک چادر سر گذاشتن دارد با دین خدا می جنگد . حرف گناه را نزن جناب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : دین خدا را تعبیر کرده به ناموس الهی ،با ناموس خدا دعوا نکنید. ما خیلی از شما توقع داریم کاری نکنید به شما اعتراض کنند مگر درس و بحث نداشتید ، محرم و حسینیه کلاس درس شماست تکلیف سنگین است اوضاع جامعه خوب نیست و بیچاره در غفلت است. اون بزرگوارها (شهدا) به خدا گواه برای اونها نگران نباشید وضع شما آشفته است. نیّت گناه بد است ما چه حق داریم در این نظام هستی نیّت گناه کنیم.(امام سجاد علیه السلام)انتقال از این نشئه به نشئه دیگر فوت نیست بلکه وفات است . وفات اون حقیقت شما از این دنیا گرفته شده و به نشئه دیگر رفت تا ابد ابد...

امام دهم فرمود: اون مردم الهی (شهدا) وقتی اونجایی شدند وقتی مقام هایشان را می نگرند می گویند : بار الها ما چه کرده ایم که تا ابد این مقامات به ما داده شده است می گویند: آن مصائب ، ناگواریها که در دنیا دیدید اینها پاداش شماست آنها می گویند: بار الها می شود ما برگردیم تا آن بلا ها را ببینیم و مصائب را تحمل کنیم تا مقام ما در اینجا بالاتر برود، به اونها گفته می شود سیر معکوس در نظام هستی راه ندارد وقت آن دیگر گذشته است. هیچ میوه پخته دگر شکوفه نشده ، هیچ نانی گندم و خرمن نشده ، بالفعل شده به بالقوه بر نمی گردد .

خداوند شما را عاقبت به خیر کند. خانواده شهید را خدا رحمت کند . خودتون را درست بسازید بروید به سراغ روحانیون حقیقی ، این کلاس ها را ول نکنید آقا! مشکل می شود ،کسب و کار و غدا و هر کاری  را بو بکشید.(فافهم)

بیانات عرشی حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه – یادواره شهدای محمودآباد 81

عاشق و معشوق

                    

                                   عشق ، عشق به ولایت

 

عشق ، اصلا" در محدود نمی گنجد ؛ عشق در جهان نمی گنجد . عاشق هر کجا که می خواهد آرام بگیرد می بیند بی قرار است ؛ پس به دامن حق می رود که آرام بگیرد که می بیند که آن هم قرار ندارد چون خودش فرمود: «فَاَحببتُ اَن اُعرَف » خودش هم بی قرار است. درست است که« الا بذکر الله تطمئن القلوب » حرف حقی است؛ اما آن بی قراری «فَاَحببتُ اَن اُعرَف »  عین اطمینان است و با اظطراب فرقی نمی کند .

به تعبیر جناب آخوند، آن حقیقت عشق ، آنقدر تنزل پیدا کرده تا به این عشق مجازی یک زن و شوهر به یکدیگر تبدیل شده . عشق مجازی هر چه قدر مشکلات دارد ؛ عشق حقیقی بیش از آن مشکلات دارد اما در عین حال در عشق مجازی با تمامی مشکلاتی که هست هر دو طرف می گویند:« دل خریدار است کاین ره راه جانان است»و مشکلات را به خوبی تحمل می کنند.

عشق ، کوره است چه اینکه کل نظام هستی کوره است . کسی که می گوید من به راه نمی افتم و به دنبال حقیقت نمی روم و توحید و حضور و مراقبت نمی خواهم نباید آب بخورد، نباید غذا بخورد، نباید راه برود، نباید حرف بزند و مطلقا باید از وجود دست بردارد و هیچ و نابود و عدم شود که این، راه ندارد. کیست که دوست داشته باشد در شبانه روز ، نخورد، نبیند، راه نرود، خیال نکند و تفکر و تعقل نکند ؟ همه اینها متن وجودند و وجود عشق است ، لذا تن و جسم از کار ترسان است ، اما دل خریدار این راه است ، می خواهد . اگر عشق حقیقی را که عین آتش است هفتاد بار بشویی آتش عالم ماده می شود .

حال ای عزیز ما که می گوییم ولایت علی یعنی عشق به ولایت علی دارای دو معناست که یکی معنا عام است و همین دوست داشتن به ولایت علی و پیرو علی بودن حتی به زبان ، و دیگری به معنای خاص است که خیلی سخت است که می توان این طور تعبیر کرد که اگر عشق بین یک زن و شوهر را که حقیقی است نه خیالی و احساسی یعنی عقلی است و حاضرند در این راه جان را دهند هفتاد برابر و یا نه به هفتاد هزار برابر برسانی شاید بشود عشق حقیقی به ولایت علی . حال ببین که عشق به ولایت تو در چه مرتبه ای قرار دارد.

که باز هم خداوند لطف را شامل بندگان کرده و می فرماید که اگر بنده های من به همین اندازه که به عشق مجازی خود محبت دارند نسبت به من هم داشتند چه چیزهایی که بهشان نمی دادم . فافهم

 

       هر سو که رو کِمه نور خِدائه یارون               این نور خِدا بی اِنتها یارون

       هر ذره که در ارض و سمائه یارون               سرتاسر قدمش صدق و صفا یارون

       نماشونه سر چِشمَک بَزو ستاره                    مِره به  چشمک ها کرده این اشاره

       عاشق که به شو بَرسیه بی قراره                  بی قرار که گاه دیدارِ یاره

                                                                                               ( اشعار طبری حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله )